منهاج سراج

26

طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )

و قص الشارب ، و فرق الشعر . و خمس في الجسد : تقليم [ ( 1 ) ] الاظفار و نتق الابط [ ( 2 ) ] و حلق العانه [ ( 3 ) ] و الجياد ، و الاستنجاء بالماء . چنين روايت كردند : كه نمرود ، در مدت چهل سال هفت هزار كودك به جهت ابراهيم كشته بود ، ابراهيم چون سيزده ساله شد ، ناگاه پدر او را بديد ، از مادرش پرسيد ، كه اين كيست ؟ گفت : پسر تو ابراهيم ، از خوف نمرود متأمل شد . ابراهيم در غار با مادر در مناظره شد ، و با پدر به جهت بتان مناظره شد ، و با قوم به جهت كواكب مناظره شد ، با نمرود به جهت شكستن بتان مناظره شد . پس تدبير سوختن ابراهيم كردند . نمرود بفرمود : تا در دامن كوهى به جهت آتش موضعى ساختند . شست گز درازى ، به جهت او چهل روز آن را به هيزم پر كردند ، و آتش در زير آن در زدند ، ابليس ايشان را تعليم منجنيق داد ، تا ابراهيم را در آتش انداختند ، مدت هفت روز ، چون بر آمد ، نمرود بر جاى بلندى رفت ، ابراهيم را بسلامت ديد ، مادر و پدرش را فرمان داد ، تا او را آواز دادند ، چون نظر كرد ، موئى بر اعضاء مبارك او تغيير نپذيرفته بود ، او را بيروت آوردند ، و دست از ايذاء او بداشتند . و بعضى گفته‌اند : صرحى بساخت ، و در مدت چهل سال ، هشت هزار پايه در بالا برد چون بر آنجا رفت ، تا به آسمان جنگ كند ، جبرئيل بانگ بر وى زد ، صرح خراب شد ، نمرود هلاك گشت ، و مدت عمر و ملك او دويست و هفتاد سال بود ، و بروايتى بر پشت كرگس به آسمان قصد كرد ، از آنجا فرود افتاد ، هلاك شد . مهتر ابراهيم بسلامت ماند ، بروايتى پشه در بينى او رفت ، هفت سال در رنج و زحمت آن درماند ، عاقبت هلاك گشت . مهتر ابراهيم عليه السّلام ، بعد از بيرون آمدن از آتش ، دختر عم خود ساره بنت هرمس ناحور [ ( 4 ) ] را بخواست ، برادر زاده او لوط بن هارون [ ( 5 ) ]

--> [ ( 1 ) ] اصل : تعليم ، ولى تقليم بمعنى بريدن ناخن درست است . [ ( 2 ) ] نتق الابط : كندن موى بغل . [ ( 3 ) ] حلق العانه : تراشيدن زير ناف . جيماد جمع جيد بمعنى گردن . [ ( 4 ) ] مسعودى 1 : 35 : ساره بنت بتوايل ابن ناحور . اصل : ناجور [ ( 5 ) ] مسعودى : لوط بن هاران بن تارح بن ناحور و هو ابن اخى ابراهيم .